X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

عکس های به یادماندنی

یکی بود یکی نبود کور بشه چشم حسود

اتاقِ کاهگلی

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 12:59 نویسنده: زهرا چاپ
اتاقِ کاهگلی بود و مَرد و یک گل زرد
که باد، عطرِ غم انگیزِ مرگ را آورد

اُتاق کاهگلی ماند و مرد و یک تابوت
و لحظه های پُر از اضطراب و ماتم و درد

ستاره ها همه از عمقِ آسمان دیدند
که یک ستاره ی پُر نور، در زمین شد سرد

اتاق کاهگلی ناگهان به خود لرزید
و سقف، در وسط خود دریچه ای وا کرد

دریچه پُر شده بود از مه غلیظ و غبار
و یک فرشته که می گفت: پیشِ ما بر گرد!

و از دریچه ی غمگین، گُلی به بالا رفت
به روی دوشِ هزاران فرشته ی شبگرد

دریچه بسته شد و سقفْ جای خود برگشت
و خانه ماند و فضای گرفته ای از گَرد

و بعد آن شب غمگین، کسی نمی داند:
کجاست قبر تو بانو، کجاست آن گل زرد


مهدی زارعی

نظرات (2)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
گلنوش
زندگیه داریم هی میایم وبلاگ دوستمون هی به پست رمزدار میخوریم میدونم من دیگه خالت نیستم خودم پیشاپیش گفتم ولی یه نصفه رمز به ما بده دیگه
باشه نده من رفتم هـــــــــــــــــــــــی
دلتم نمیسوزه بگم دیگه خالت نیستم خواهرزاده ام خواهرزاده های قدیم دلمون خوشه فامیل داریم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
رمز این یکی رو شاید بهتون گفتم!!!!
جات خالی الآن خاله ی خوبم اومده خونمون احتمالا تا جمعه هم اینجاس که با مامانم برن گردش و تفریحات سالمخلاصه این که خواستم بگم خاله هم خاله های حقیقیبعله
و این که ما به حد کافی خاله ی حقیقی داریماما خوب چون قرار شده کمتر اذیتت کنم سعی می کنیم با خاله های غیر حقیقی هم کمی مهربان تر باشیم
عاشق یک لحظه نگاهت http://rahmat14.blogfa.com
دل خورشید محک داشت؟ نداشت! یا به او آینه شک داشت؟ نداشت! آسمانی که فلک می بخشید احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت! غیر دیوار و در و آوارش ، شانه ی وحی کمک داشت؟ نداشت! مردم شهر به هم می گفتند در این خانه ترک داشت؟ نداشت! شب شد و آینه ی ماه شکست! دست این مرد نمک داشت؟ نداشت! تو بپرس از دل پرخون غمت! چهره ی یاس کتک داشت؟ نداشت! نداشت! نداشت...!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی قشنگه...
ممنون که برام نوشتینش...